|
سوته دلان
لجن زاری که من دیدم، سزای صخره هاست
گوهر روشن دل از کان و جهانی دیگر است
| |||||
|
|
پیغام مدیر سایت
لجن زاری که من دیدم، سزای صخره هاست گوهر روشن دل از کان و جهانی دیگر است عذر میخواهم پری،عذر میخواهم پری، من نمی گنجم در آن چشمان تنگ، با دل من آسمانها نیز تنگی می کنند. روی جنگلها نمی آیم فرود. شاخه زلفی گو مباش ، آب دریاها کفاف تشنه این درد نیست. بره هایت می دوند. جوي باريك عزیزم راه خود گیرو برو ، یک شب مهتابی از این تنگنای . بر فرازکوها پر میزنم،می گذارم می روم ناله خود می برم،دردسر کم می کنم. چشمهائی خیره می پاید مرا، غرش تمساح می آید بگوش، کبر فرعونی و سحر سامریست، دست موسی و محمد با من است، می روی وعده آنجا که با هم روز شب را آشتیست. صبح چنـدان دور نیست.... !
استاد شهریار
ارسال نظر
مطالب گذشته
» با کدام آبرویی روزشمارش باشیم »» شنبه 21 اردیبهشت 1392
» پریشانم... »» جمعه 06 اردیبهشت 1392 » من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه »» جمعه 25 اسفند 1391 » بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی »» شنبه 16 دی 1391 » جشن آریایی یلدا مبارک »» پنجشنبه 30 آذر 1391 » یلدا، شب بلند، شب بی ستارگی »» پنجشنبه 30 آذر 1391 » مژده وصل تو کو کز سرجان برخیزم »» جمعه 17 آذر 1391 » بزن آن پرده، اگرچند تو را سيم »» سه شنبه 14 آذر 1391 » خواب دیده ام رفته ام سوی نجف »» یکشنبه 28 آبان 1391 » اشک »» سه شنبه 23 آبان 1391 » سر خود را مزن این گونه به سنگ »» دوشنبه 08 آبان 1391 » ما نگوییم بد و میل به ناحـق نکنیم »» دوشنبه 08 آبان 1391 » ز شب هراس مدار این هنوز آغاز است »» دوشنبه 08 آبان 1391 » حاجيان جمعند دور هم همه »» جمعه 05 آبان 1391 » اي راهزن دوباره به اين كاروان بيا »» جمعه 21 مهر 1391 » آب طلب نکرده همیشه مراد نیست »» جمعه 21 مهر 1391 » ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس »» پنجشنبه 06 مهر 1391 » باز شوق یوسف ام دامن گرفت »» جمعه 31 شهریور 1391 » اندک اندک جمع مستان می رسند »» جمعه 31 شهریور 1391 » خوش خرامان میروی ای جان جان بیمن مرو »» جمعه 31 شهریور 1391 | ||||
| [ طراحی مجدد و ترجمه از : Ghaleb-Weblog.Ir ] [ طراح اولیه قالب ] | |||||